الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

49

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

طبيعت را كه مشركين به خدايان يا به منبع‌هاى مختلف نسبت مىدادند قرآن مربوط و ناشى از يك‌جا مىگيرد . . . » « 1 » البته ما هم معتقديم كه علم جديد ، كمك فراوانى به توحيد و خداشناسى نموده است ، گام‌هايى كه علوم مادى برداشته در جهت توحيد بوده نه در جهت ضد آن ، و نمىتوانست جز اين باشد ؛ اما خدمتى كه علوم به توحيد نموده از راه « نظام غائى » بود نه « نظام فاعلى » كه مؤلف دانشمند كتاب راه طى شده به آن استناد جسته‌اند . خدمات علوم به توحيد از اين راه بود كه علوم تا حدود زيادى در دل طبيعت راه يافت و تا هرجا كه رفت ، بيش از پيش به نظم دقيق ساختمان اشياء و رابطهء تشكيلات داخلى اشياء با يك سلسله هدف‌هاى پيش‌بينى شده پى برد ؛ و به عبارت ديگر علوم هر اندازه كه بيشتر به راز درونى اشياء پى برد ، بيشتر به مسخّر بودن طبيعت و به خود واگذار نبودن آن ايمان و اذعان پيدا كرد . هدف قرآن هم از دعوت به مطالعهء حسى و تجربى طبيعت از نظر خداشناسى ، اين است كه به مخلوق و مسخّر بودن طبيعت و اين‌كه قوه‌اى ما فوق قواى طبيعى ، طبيعت و قواى طبيعت را اداره و تدبير مىكند ، پى ببريم و ايمان پيدا كنيم . مطالعهء حسى طبيعت و تفكر در زمين و آسمان و آن‌چه در آن‌هاست از نظر توحيد و خداشناسى ، كيفيت و ماهيتى دارد و حد و رسالتى . كيفيت و چگونگىاش اين است كه نظامات داخلى اشياء مورد دقت قرار گيرد تا روشن شود كه قواى طبيعت براى تأمين يك سلسله هدف‌ها فعاليت مىكنند و ميان فاعل‌ها و غايت‌ها رابطهء مستقيم برقرار است . اما حد و رسالتش اين است كه مخلوقيت طبيعت و وجود قوه يا قوايى شاعر و حاكم بر طبيعت را بر ما روشن مىكند و بيش از اين رسالتى ندارد و نمىتواند داشته باشد . اين است كه گفتيم راه مطالعهء طبيعت از نظر توحيد و خداشناسى ، جاده‌اى است كه تنها تا مرز ماوراء طبيعت كشيده شده است .

--> ( 1 ) . مهندس مهدى بازرگان ، راه طى شده . .